احمد منزوى
95
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
* تجدد طبايع . ملا محسن فيض كاشانى ( د 1091 ق / 1680 ) . پاسخى است دربارهء تجدد طبايع و حركت وجود جسمانى به تجديد امثال . كه « ذريعه » از آن به نام « جواب السؤال عن تجدد الطبايع » ياد كرده است . نسخهها 2 / 753 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 5 / 182 ؛ اعلام 2 / 1804 فيض ؛ طبقات 11 / 491 ؛ مشار ، مؤلفين 2 / 1804 . نشريه 2 / 178 . * تجلى خداوند بر كوه طور . ميرداماد - جذوات . * تجلى خداوند بر كوه طور . دو كتاب - بخش عرفان . * تحرير العقلا . شيخ هادى فرزند مهدى فرزند باقر نجمآبادى سنگلجى ( 1250 - 1320 ق ) . چنددانشى ، دربرگيرندهء : توحيد ، اخلاق و تفسير در 1312 خ با پيشگفتار ( تقريظ ) محمد حسين ذكاء الملك فروغى و به كوشش مرتضى نجم آبادى چاپ شده است . آغاز : چون عبادت اوثان و اصنام ظاهريه در خلق شايع شد . نسخهها 1 / 651 ( 1 نسخه ) ؛ مشار 1 / 1193 ؛ ذريعه 3 / 687 ؛ اعلام 3 / 2607 ؛ مشار ، مؤلفين 6 / 730 ؛ المآثر و الاثار 6 / 730 . مجلس 13 / 17 ش ( 1 ) 4625 . * تحصيل علم . ابو تراب فرزند محمد حسين قزوينى ( 1260 ق ) . در تحصيل علم ، و اينكه خداوند بر چيز محال دستور نمىدهد ، در تهران 1260 نگاشته . آغاز : الحمد لله العالم بالاشياء قبل ان تكون . . . اما بعد ، پس به عرض طالبان حق و يقين مىرساند . اشكورى 18 / 33 . * تحفه . سيد محمد فرزند فتح الله مولوى مشهدى . در حكمت الهى ، با سربندهاى « تحفه » . آغاز : حمد له . . . چنين گويد ، بىسواد مكتب خانهء دانش و سياهنامهء قلمرو آفرينش . نسخهها 2 / 753 ( 1 نسخه ) . نشريه 5 / 584 . * تحفه . ن . در شناخت روان و سرگذشت آن از الم و لذت و پس از جدا شدن از تن و تا رستاخيز ، با روش باطنى و تأويلى . اين گفتار در نسخهء دانشگاه از آن خواجه نصير الدين طوسى ( د 672 ق ) دانسته شده است . و نسخهء 4196 ملك در 1 « مقدمه » و 19 « تحفه » است و نام نگارنده در فهرست شيخ اشراق سهروردى شهيد ياد شده است ( - بستان القلوب ) . و نسخهاى به نام « تحفه » بىنشانى بيشتر از خواجه « فرهنگستان ، نامگو » نشان داده شده است . آغاز : شكر بىنهايت و سپاس بىغايت ذاتى را كه . . . اما بعد ، سبب تحرير اين كلمات ربانى روحانى آن بود كه اين ضعيف ( نسخهء ملك ) . نسخهها 2 / 753 ( 2 نسخه ) . دانشگاه 3 / 197 « تحفه » ؛ مجلس 5 / 498 « حقيقت روح » . آغاز : حمد و سپاس و شكر بىقياس . . . اما بعد ، يارانى كه سوابق نعم ايشان محصور نيست . . . در فنا و بقاى روح بعد از مفارقت از ابدان ، ( نسخهء مجلس ) .